بچها کمکم کنید

سلام

بچه ها میخوام امروز از دلم بگم

امروز عشقم پر کشید عشقی که 5 سال دارو ندارمو پاش ریختم

عشقی که در مقابل خانوادم برای دفاع از اون ایستادم

عشقی که همه زندگیمو فدایی اون کردم

اشتباهاتشو اشتباهات فاهشی که داشت از همه پنهان کردم

دارم خفه میشم و نمیدونم چیکار کنم

هر ثانیه ارزوی مرگ میکنم

و هرنوع خودکشی به ذهنم میاد

دارم ذره ذره اب میشم

کاری که من برای عشقم کردم توی پنج سال یک مرد برای شوهرش اینقدر نمیکنه

توروخدا کمکم کنید توروخدا...

[ یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 ] [ 9:10 ] [ عاشق شکسته ] [ ]

چه بی رحمانه چنگ میزنیم به انسانیتمان

 


شهوتمان که گل کرد مثل گراز میپریم وسط زندگی کسی

 


مثل سگ دروغ میگوییم که عاشقش شدیم

 


مثل روباهی با وعده ای خامش میکنیم

 


مثل گرگ نجابتش را میدریم

 


مثل خر در گل که گیر کردیم

 


مثل خوک کثیفیمان را نادیده میگیریم

 


مثل گاو سرمان را پایین می اندازیم و میرویم.

 


مثل پشه در سه ثانیه این حادثه را فراموش میکنیم.

 


وبعد مثل شیر بعد از شکارش،ادعای قوی بودن میکنیم«

 

 

 

 

[ شنبه هشتم آذر 1393 ] [ 23:2 ] [ عاشق شکسته ] [ ]
خسته ام ميخوام از تو بنويسم ....از تويي که اشکهايم به خاطر توست .. سرنوشت را روزي هزار بار ن

خسته ام

 

ميخوام از تو بنويسم ....از تويي که اشکهايم به خاطر توست ..

 

 سرنوشت را روزي هزار بار

 

 نفرين ميکنم که تو را بر سر راه من قرار داد که اينگونه مرا ازار ميدهي ..روحم را گرفتی.

 

جسمم را گرفتي ...قلبم را گرفتي .ازادم کن ..رهايم کن .....

 

از غم ها جدايم کن ....سد پلک هايم نتوانست حجم سيل اشکهايم را تحمل کند

 

شکست ...بغضم ...غرورم ...احساسم ...و ..قلبم.
 

 نمی بخشمت....به خاطرقلب شکسته ام ..اينطور که من عاشقت بودم تا کنون عاشقي دیدی

 

 خسته هستم.......از اين سرنوشت .....از اين روزگار بد ...

 

از اين همه سختي و تنهايي ...خدایا چرا من ؟؟؟؟ ........چرا من تنها ؟؟؟؟

 

 نميتونم ديگه نميتونم طاقت بيارم ...تنهايي منو تو خودش گرفته ....برده ....داره منو خرد ميکنه ...

 

داره منو ديوونه ميکنه ....مگه من چقدر طاقت  دارم.....

 

خدايا....چقدر دلتنگي ام زياد است ...... چقدر بزرگ است ......

 

اصلا نميشه براش مرزي پيدا کرد ..... خسته ام ....راه نجات کجاست ......؟؟؟؟؟؟.

 

.اين طناب نجات کجاست .؟؟؟؟

 

 خسته تر از هميشه به اين طناب احتياج دارم ...... 

 

هميشه يادم ميمونه لحظه هاي بي تو برايم به سردي خاک....

 

 به کندي رشد يک درخت ....به تلخي

 

جدايي ..... وبه  زشتي يک وداع است ....هميشه يادم ميمونه ....

 

.من بودم که بي تو زنده موندم ...

 

ولي بي نفس ....بي حس ....مثل يک درخت پير کهنسال که با ضربه اولين باد خواهد شکست ...

 

هميشه يادت باشه ....عشق بازيچه دست من و تو نيست ..................عشق

 

مقدسه .........هميشه يادت باشه ديگه نمي توني به تنهايي من پا بزاري ...

 

       نميتوني چون ديگه من نميتونم بار ديگه رفتنت را بعد از اغاز درک کنم .......

[ شنبه هشتم آذر 1393 ] [ 22:32 ] [ عاشق شکسته ] [ ]
سوختم از آتش دل در میان موج اشک


                                    آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم

                                   بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم


                                  سردمهری بین که کس بر آتشم آبی نزد

                                 گرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم


                                سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع

                                لاله ام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم


                               همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب

             

                               سوختم در پیش مه رویان و بیجا سوختم


                               سوختم از آتش دل در میان موج اشک

                              شوربختی بین که در آغوش دریا سوختم

      

           

[ شنبه هشتم آذر 1393 ] [ 22:29 ] [ عاشق شکسته ] [ ]
باز دوباره با نگاهت

 باز دوباره با نگاهت

این دل من زیر و رو شد

باز سر کلاس قلبم

درس عاشقی شروع شد

دل دوباره زیر و رو شد

با تموم سادگی تو

حرفتو داری میگی تو

میگی عاشقت می مونم

میگم عشق آخریتو

حرفتو داری میگی تو

میدونی حالم این روزا بدتر از همه است

آخه هر کی رسید دل ساده ی من رو شکست

قول بده که تو از پیشم نری

واسه من دیگه عاشقی جاده یک طرفه است

میمیرم بری آخرین دفعه است

پرواز تو قفس شدم بی نفس شدم

دیگه تنها شدم توی دنیا بدون خودم

راستشو بگو این یه بازیه

نکنه همه حرفای تو مثل حرفه همه

صحنه سازیه این یه بازیه

بی هوا نوازشم کن

اشکو و غصه هامو کم کن

با نگاه بی قرارت

باز دوباره عاشقم کن

اشک و غصه هامو کم کن

قلب من بهونه داره

حرف عاشقونه داره

راه دیگه ای نداره

غیر از اینکه باز دوباره

سر رو شونه هات بذاره

میدونی حالم این روزا بدتر از همه است

آخه هر کی رسید دل ساده ی من رو شکست

قول بده که تو از پیشم نری

واسه من دیگه عاشقی جاده یک طرفه است

میمیرم بری آخرین دفعه است

پرواز تو قفس شدم بی نفس شدم

دیگه تنها شدم توی دنیا بدون خودم

راستشو بگو این یه بازیه

نکنه همه حرفای تو مثل حرفه همه

صحنه سازیه این یه بازیه

[ یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393 ] [ 9:2 ] [ عاشق شکسته ] [ ]
میترسم....
میترسم....

میترسم از بعضی آدم ها


ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻧد ،

 

ﻓﺮﺩﺍ ﺑﺪﻭﻥ ﻫﯿﭻ ﺗﻮﺿﯿﺤﯽ ﺭﻫﺎﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ


ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺎﯼ ﺩﺭﺩ ﺩﻟﺖ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﻨﺪ ،

 

ﻓﺮﺩﺍ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﻗﻀﺎﻭﺗﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ !


ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻟﺒﺨﻨﺪﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ،

 

ﻓﺮﺩﺍ ﺧﺸﻢ ﻭ ﻗﻬﺮ و نامهربانیﺷﺎﻥ را !


ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻗﺪﺭﺷﻨﺎﺱ ﻣﺤﺒﺘﺖ ﻫﺴﺘﻨﺪ ،

 

ﻓﺮﺩﺍ ﻃﻠﺒﮑﺎﺭ ﻣﺤﺒﺘﺖ !


ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻋﺮﺵ ﻣﯽ ﺑﺮﻧﺪ ،

 

ﻓﺮﺩﺍ ﺳﺨﺖ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻨﺖ ﻣﯽ ﺯﻧﻨﺪ !

[ پنجشنبه هشتم آبان 1393 ] [ 9:16 ] [ عاشق شکسته ] [ ]
معنی این جمله معلم
هیچوقت معنی این جمله معلم

که پای تخته سیاه توضیح داد را نفهمیدم ...

بعضی تغییرات : "شیمیایی" است !

حالا پس از گذشت سالها ...

خوب درک کردم منظورش را ...

"ندیدنت" خاکسترم کرد. . . .

[ پنجشنبه هشتم آبان 1393 ] [ 9:12 ] [ عاشق شکسته ] [ ]
نکات ارزشمند برای زندگی

دنیا هم به آدمهای بدبین نیاز داره هم به آدمهای خوشبین،آدمهای خوشبین هواپیما می سازند و آدمهای بدبین چتر نجات.

اگر همواره مثل گذشته بیندیشید همان چیزی را بدست می آورید که تاکنون کسب کرده اید

سعی کنید آنچه را که دوست دارید بدست آورید وگرنه باید آنچیزی را که بدست می آورید دوست داشته باشید

داشتن علم بهتر از داشتن ثروت است ولی نداشتن ثروت بدتر از نداشتن علم است

فرشته از سنگ میپرسه چرا از خدا نمی خواهی که تو را انسان کند!؟ سنگ می گه هنوز اونقدر سخت نشده ام.

هیچ گاه عشق را گدایی نکن چون معمولا چیز باارزش را به گدا نمی دهند.

کسی را برای دوستی انتخاب کن که قلب بزرگی داشته باشه،تا مجبور نشی برای اینکه در قلبش جا بگیری خودت را کوچک کنی

هرگز امید را از کسی سلب نکن شاید این تنها چیزیست که دارد

هرگاه دیدی گناهی اونقدر بزرگه که نمی تونی ببخشیش بدون که اون از کوچکی قلبته نه از بزرگی گناه

ما همیشه صداهای بلند را می شنویم،پررنگها را می ینیم،سختها را می خواهیم،

غافل از اینکه خوبان آسان می آیند، بی رنگ می مانندو بی صدا می روند.

[ شنبه بیست و ششم مهر 1393 ] [ 9:43 ] [ عاشق شکسته ] [ ]
حالا که دیگر نمی توانم پُر رنگ باشم

حالا که دیگر نمی توانم پُر رنگ باشم، بیشتر از هر وقتی حالم از آدم های کمرنگ بهم می خورد. می دانم،

بزودی آنقدر کمرنگ می شوم که از این فیلم های سیاه و سفیدی که هیتلر هنگام داد و فریاد کردنش را نشان می دهد چیزهای زیادی دستگیرم شود! آنوقت شاید بتوان گفت که من نژاد پرستم ولی حتم دارم همان موقع هم از من نژاد پرست تر باز پیدا خواهد شد...

آدم های چندرویی که از تنهایی و آدم های تنها می ترسند،

دو به دو کنار هم می نشینند و دنیا را تنگ تر و تنگ تر می کنند؛ برای همه اطرافیان البته به جز خودشان... تازگی هم هوای آلوده را سوژه کرده اند سرِ آدم های تنها؛

گیریم که تک سرنشین هم باشد ماشین آدم های تنها، آدم تنها کجا را دارد که برود؟!

سوء تدبیر و سوء تفاهم هم نشود مثل رفاقتتان،

تنهایی نه آن حس قشنگ دخترکان یک و نیم متری پولدار است و نه لذتی که پسرک  فیلسوفِ کتاب خوانده از با خود بودن می برد

تنهایی حس آدم های معمولی است مثل من وقتی

توی رختخواب دوست دخترشان یک قلچماق را می کُشند یا

نشسته اند روی ساعت، طول عمر بلند رقیب قهار رابطه یک طرفه عاشقانه اشان را آه می کِشند و

بعد می فهمند

چقدر معمولی و بی پرداختند آدمک های توی فیلم ها و نگران می شوند نکند دارند توی فیلی، چیزی بازی می کنند.

دست آخر هم به خود می آیند و نظاره می کنند بی قید ترین ته سیگارشان را که توی آیینه عقب، روی آسفالت سیاه هزاران ذره ی قرمز میرا می شود و تصمیم می گیرند که خودشان هم کمرنگ شوند، محو شوند، فید شوند، فید تو اوت!

[ شنبه بیست و ششم مهر 1393 ] [ 9:29 ] [ عاشق شکسته ] [ ]
دو کار در این دنیا خیلی سخته.
دو کار در این دنیا خیلی سخته.
اول اینکه موضوعی را که در ذهن توست در ذهن دیگری وارد کنی،
دوم پولی را که در جیب دیگری است در جیب خود وارد کنی.
اگر کار اول را خوب انجام دهی معلم هستی،
اگر دومی را خوب انجام دهی بیزنس من و تاجر هستی.
اگر هر دو را بخوبی انجام دهی زن هستی
و
اگر هیچ یک از دو کار را نتوانی انجام دهی میشوی شوهر

[ شنبه بیست و ششم مهر 1393 ] [ 7:46 ] [ عاشق شکسته ] [ ]