دانلود ربات کلش اف کلنز Clashbot 7.10.2 ViP Premium

 

دانلود ربات کلش اف کلنز Clashbot 7.10.2 ViP Premium

آپدیت 9 بهمن سازگاری با آپدیت جدید کلش

ClashBot از شبیه ساز اندروید BlueStacks

برای اجرای بازی کلش اف کلنز در کامپیوتر شما استفاده می کند ویژگی های این برنامه به شما امکان می دهد

که چه نیروهایی بطور خودکار آموزش ببینند - درخواست نیرو - حمله به دشمن و غارت منابع دشمن

ضد حمله برای اینکه دشمن به دهکده شما حمله نکند و بسیاری از امکانات دیگر از ویژگی های این ربات میباشد

سازگار با ورژن جدید کلش اف کلنز

ویژگی های Premium :
 – ارتقاء ساختمان
 – ارتقاء ساخت و سازها
 – قابلیت فعالیت خودکار پادشاه
 – قابلیت فعالیت خودکار ملکه
 – تغییر سرعت اعزام سربازان
 – تغییر سرعت خیز سربازان
 – تیراندازی TownHall
 – تقویت پادگان ها / کارخانه جادو / پادشاه / ملکه / سربازخانه تاریک
 – طلسم روشنایی هوشمند برای ذخیره سازی تاریک
 – تنظیم مهره ریزی طلسم نور برای ذخیره سازی تاریک
 – حمله در نزدیکی خطوط قرمز
 – سیستم Pushbullet با تمام ویژگی های آن!
 – و …

آموزش نصب:

ابتدا نسخه اخر BlueStacks را نصب کنید

برنامه Net Framework 4.5.2 رو نیز نصب کنید

 

نکات مهم :
این ربات تست شده است و بسیاری از کاربران دنیا از این ربات استفاده می کنند.

این برنامه دارای دو نسخه رایگان و پولی است که ما هر دو نسخه آن را برای شما قرار داده ایم.

با مراجعه به سایت اصلی برنامه می توانید پاسخ سوالات خود را بیابید.
در برخی موارد ممکن است با بالا بردن سرعت ربات سرور کلش متوجه تقلب شود لذا هرگونه بلاک شدن اکانت شما در بازی جنگ قبلیه ها با مسئولیت خود شما می باشد و اندرویدگذر هیچ تضمینی در مورد بلاک نشدن شما نخواهد داد.

 

دانلود نسخه پرمیوم Vip

حجم فایل : 5 مگابایت

رمز فایل : ashegshekaste.blogfa.com

DOWNLOAD

[ جمعه نهم بهمن ۱۳۹۴ ] [ 19:42 ] [ عاشق شکسته ] [ ]
خدا گوش کن گلایه دارم

 

خدا گوش کن گلایه دارم

 

از این نامهربونی گله دارم

 

چرا دستم نمیگیری ؟

 

مگه من چقد تا پیش تو فاصله دارم؟

 

خدایا روزگار بی مروت

 

نکرده لحظه ای با من محبت

 

دچارم کرده به درد غریبی

 

نصیبم چی شده جز رنج غربت؟

 

حواصت پیش من نیست

 

منو کردی فراموش

 

اوجاق بخت من رو

 

چرا کردی تو خاموش

 

مگه جرمم چی بوده دعاهام بی جوابه

 

خدا خدا برس به دادم که حال من خرابه

 

خدا برس به دادم که حال من خرابه

 

خدا گوش کن من گله مندم

 

هرجایی که هستی گوش بده دردم

 

از زبون زمونه از تموم حرفات

 

هیچ جایی نمیرسه جز زبون فریاد

 

همه انسان ها یه جوری دشمن میشن

 

دشمنایی که خودشون گشنن بی شک

 

از شیرینی دستای پروردگار

 

بی دریغ شده این روزا از بندگان

 

هر امری کردی ما که راضی موندیم

 

فرمایشاتو به زبون تازی خوندیم

 

اگه قسمت نبود تو این قسمت

 

دیدی اگه عصمتی رو به ما نسبت میدی

 

حالا اینکه بالایی و تو این زمون داوری

 

میخوای فریاد بزنم به زبون مادری

 

که چه رسمه زندگی ذلت باره

 

چرا نمیشنوی حتما علت داره

 

گوشات مشکل داره یا عیب از مائه؟

 

نه عشقم مونده نه تنها رفیقی

 

خدا برس به دادم من غریبم

 

تو زندگی بجز غصه ندیدم

 

خوشی کجاست؟ چرا من بی نصیبم؟

 

خدا تنها تویی پشت و پناهم

 

خدا جونم منو تنها نزار

 

اگه طردم کنی کجا برم من ؟

 

آخه جز تو که من کسی ندارم

 

ازم رو برنگردون که بی تو کم میارم

 

ببخش منو که گفتم ازت گلایه دارم

 

خدا روی سر من نشسته گرده پیری

 

هنوز امید دارم که دستامو بگیری

 

هنوز امید دارم که دستامو بگیری

 

هنوز امید دارم که دستامو بگیری

 

دیگه بسه من ظرفیت ندارم

 

از حالا به بعد هر حرفی هست نه

 

میشنوی از دلم پرواز میکنه و

 

یکی یکی زخمام سر باز میکنه و

 

نمیفهمم که به کدامین گناه

 

محکوم به دردم کجایی خدا

 

آخه کجایی که بم (بهم) بگی تنها نیستم؟

 

هر روز زخم دلم از فردا ریز تر میشه و

 

دیگه نمیمونه بخت زیستم

 

سرنوشتم هی میخواد من بایستم

 

دیگه نمونده عشق

 

چه خوب چه بد چه زشت

 

همه میخوان بشن یه دود برن

 

به چشم منی که واسه هیچکی بد نخواستم

 

اگه خودشون خواستنم من نخواستم

 

ولی خدا هر چی بوده و نبوده هرچی

 

تبدیل نشدم به یه جوون وحشی

 

بازم امیدوارم شما منو ببخشی

 

[ جمعه بیست و پنجم دی ۱۳۹۴ ] [ 11:7 ] [ عاشق شکسته ] [ ]
شک داره میزنه آتیش به جونم

 

شک داره میزنه آتیش به جونم

 

با کی کجاست خدا نامهربونم ؟

 

میدونم عاقبت شک من رو میکشه

 

عشقم بگو خدا بی من با کی خوشه؟

 

دیوونه من شدم از دست دلهره

 

تشویش و اضطراب خونم رو میخوره

 

من نبض ساعتم کند داره میزنه

 

این قلب عاشقم جون داره میکنه

 

مشکوکه رفتارش گمونم دل کنده

 

میگم دوسش دارم به حرفم میخنده

 

شک نیست حقیقته این حس شوم من

 

عمرم حلال تو عشقت حروم من

 

من شک دارم به همه رفتارات

 

وقتی نیستم بگو کی هستش باهات ؟

 

بوی عطر دیگه ای داره میده تن تو

 

هیس !! هیچی نگو ببند اون دهنتو

 

نه تو نمیفهمی که من چی میکشم

 

این حس گرفته از من همه ی آرامشم

 

تو با منی و فکرت یه جای دیگه

 

معلومه چشمات داره اینو میگه

 

خطی که اشغاله فکری که مشغوله

 

دارم میمیرم من بگو کی هست غوله؟

 

چرا دستات نداره گرمای سابقو؟

 

چرا آزار میدی این مرد عاشقو

 

پشت خط موندمو بهونه های تکراری

 

واسه خر کردنم خنده های اجباری

 

خودم اینبار هر دوتونو با هم دیدم

 

من دیدم و به سادگیام خندیدم

 

تو غرق شدی توی کثافت کاری

 

احمق تو فقط واسش یه ابزاری

 

احمق تو فقط واسش یه ابزاری

 

[ جمعه بیست و پنجم دی ۱۳۹۴ ] [ 9:6 ] [ عاشق شکسته ] [ ]
به چه چیز دل بستی؟

 

به چه چیز دل بستی؟

 

به چه چیز دل بستی؟

 

من چه دارم ؟ جز هیچ

 

قامتم تکیده و کوتاه است

 

چهره ام را چه بگویم ؟ بگذر

 

بانو ، بانو تو به که دل بستی؟

 

که میان منو تو فاصله هاست

 

تو درون چنگ اندیشه ی من جا نشوی

 

ماهی قرمز و آزاد و قشنگ

 

تو خیالت واهیست

 

که میان من و تو دیوارهاست

 

که میان من و تو دیوارهاست

 

ای جان من جانان من

 

روزی تو بی من میروی

 

امروزکه می مانی و حیف

 

فردا که قطعا میروی

 

من هنوز اهل قبیله ی تَهَجُرم

 

ولی تو که شهر نشین روشن فکری

 

به چه دل خوش کردی ؟

 

تن به این تجربه ی تازه نده

 

من به تو دست یابم تو به چنگم گیری

 

از دریچه دو چشمت عاقبت به زمین می غلتم

 

دست بردار و کمی هم فکر من باش

 

بانو ، بانو ،بانو رحم کن

 

رحم کن بر من آواره و بیچاره و تنها و غریب

 

تا تو را میبینم دست من می لرزد

 

دل من میترسد

 

به تو وابسته شوم هستی ام میرود اخر به باد

 

رحم کن

 

رحم کن من به تو دل بندم

 

می دانم که به چشمت روزی همچون غزلی نامفهوم

 

به تکرار خواهم رسید

 

دل به این تازگی من مَبَر

 

عاقبت خواهی رفت عاقبت خواهی رفت

 

عاقبت خواهی رفت

 

وابسته تر از اینم که هست

 

دل را مخواه من را مخواه

 

جان منی جان آوری

 

روزی از این تن میروی

 

عاقبت خواهی رفت

 

عاقبت خواهی رفت

 

[ جمعه بیست و پنجم دی ۱۳۹۴ ] [ 7:6 ] [ عاشق شکسته ] [ ]
سکوت

تمومه فکر و ذکرم عشقه
امـــا
ب عشق و عاشقی بی اعتقادی
بهم 100بار گفتی مرگ حقه
تو رفتی حقم و از عشق دادی
من و این گریه ی بی اختیارم
من و بغضی ک بی تو درد میشه
ببین تا لحظه ی مرگم عزیزم
من از دوریت عزادارم همیشه

گفتی بهم ک مرگ حقه قبول کن
میمونه تا ابد حقم ب گردنت
با عاشق چشات اینجوری تا نکن
دنیای من سیاست بی چشمِ روشنه ت
.
.
تا وقتی ک همینه روزگارم تموم لحظه هارو بیقرارم
سکوتت مرگ دنامه ولی مــــــن
ی دنیا با سکوتت حرف دارم
ببین پابندتم با اینکه دوری تو. رفتی از دلم آزاد باشی
با اینکه تا همیشه گریه دارم
عزیزم تا همیشه شاد باشی

گفتی بهم ک مرگ حقه قبول کن
میمونه تا ابد حقم ب گردنت
با عاشق چشات اینجوری تا نکن
دنیای من سیاست بی چشمِ روشنه ت

[ پنجشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۴ ] [ 19:36 ] [ عاشق شکسته ] [ ]
پنجشنبه ها

با گریه می بینم محبوب من خوابه
بی ترس و دلشوره
این خواب بی برگشت یعنی ازش دورم
یعنی ازم دوره
چشماش یادم هست وقتی ک می خوابید
چشماشو زیبا بست من اشک میریزم
از مرگ لبریزم یعنی ک پنجشنبه ست
یعنی ک پنجشنبه ست
.
پنجشنبه ها شعرم پنجشنبه ها دردم پنجشنبه ها سردم
پنجشنبه ها بن بست
تا آخرین بن بست تا لحظه ی مرگم تا اخر دنیا
هرروز پنجشنبه ست
.
.
.
دنیای من شعره شعرام پر از درده
دردام بی اندازه قلب ترک خوردم با شعر می سوزه
با درد می سازه
پنجشنبه یعنی درد یعنی قرار ی نیست
یعنی کنارم نیست
پنجشنبه یعنی سرد. یعنی زمستونه
یعنی بهارم نیست
.
.
ای قلب بی تابم هم گریه زاری کن هم بیقراری کن
وقتی قراری نیست
مردم از این مردن از خون دل خوردن از مرگ غیر از مرگ
هیچ انتظاری نیست

[ پنجشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۹۴ ] [ 19:32 ] [ عاشق شکسته ] [ ]
متن ترانه مجید خراطها به نام امشب

از امشب زندگیت میشه همونی
که تو میخواستی پیگیرت نباشم
هزار بار بهت گفتم اینبار میرم
ولی امشب باید جدی جداشم
دیگه وقتی که تنها میری جایی
کسی سوهان اعصابت نمیشه
دیگه نیستم که روبه روت بشینم
غذاهات دیگه حناقت نمیشه
نمیدونم چقدر باهاش ایاقی
نمیدونم پیشش میشینی یا نه
وقتی زل میزنی امشب تو چشماش
بگو عکس منو میبینی یا نه
+++++++
آهای عشق جدید هستی من
بگو اصلا تو دوستش داری یا نه
وقتی بعضی شبا دلش میگیره
بگو سر به سرش میذاری یا نه
نه نفرین میکنم از هم جداشید
نه از خدا میخوام امشب بمیری
فقط دستای عشق من ظریفه
مبادا دستشو محکم بگیری
+++++++
باید منو ببخشی بابات تمومه دروغایی که بهت نگفتم
بی مهری هایی که بهت نکردمو بی محلی هایی که بلد نبودم
+++++++
یه لحظه گوش کن میرم ولی تو
قسم بخور که تصمیمت همین بود
الان بدجوری داغونم عزیزم
منو یادت بیار حق من این بود
میدونه هستی من بودی یک عمر
ازم چیزی به عشقت گفتی یا نه
از امشب که سرت رو شونه هاشه
یه ذره یاد من میفتی یا نه
++++++
خداحافظ بار و بندیلم رو بستم
ولی میدیدمت یک لحظه ای کاش
دیگه جدی دارم میرم عزیزم
تورو خدا مواظب خودت باش
++++++
آهای عشق جدید هستی من
بگو اصلا تو دوستش داری یا نه
وقتی بعضی شبا دلش میگیره
بگو سر به سرش میذاری یا نه
تو هم با گریه هاش گریت میگیره
تو هم با خنده هاش میخندی یا نه
اگه چیزی رو که دیدم رو دیدی
تو هم چشماتو روش میبندی یا نه
نه نفرین میکنم از هم جداشید
نه از خدا میخوام امشب بمیری
فقط دستای عشق من ظریفه
مبادا دستشو محکم بگیری

[ چهارشنبه شانزدهم دی ۱۳۹۴ ] [ 2:51 ] [ عاشق شکسته ] [ ]
من زنم …
من زنم …

دست خودت نیست
زن که باشی
گاهی دوست داری تکیه بدی
پناه ببری
ضعیف باشی

دست خودت نیست
زن که باشی
گهگاه حریصانه بو میکنی دستهایت را …
شاید عطر تلخ و گس مردانه اش
لابه لای انگشتانت باقی مانده باشد

دست خودت نیست
زن که باشی
گاهی رهایش میکنی و پشت سرش آب میریزی
و قناعت میکنی به رویای حضورش
به این امید که او خوشبخت باشد

دست خودت نیست
زن که باشی
همه ی دیوانگی های عالم را بلدی

من زنم …

[ یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 10:33 ] [ عاشق شکسته ] [ ]
لحن بعضی ها زمستونیه!!..
تنهایی آدمها ب عمق یه دریاست ولی برای پرکردنش یه لیوان محبت کافیست…
هرجادلت شکست خودت شکسته هارو جمع کن,تاهرکس منت دست زخمیشوبه رخت نکشه!!
هرک بااحساس باشدعاقبت خواهدشکست این جواب سادگیست…
قصه اصحاب کهف یک شوخیست.اینجایک روزبخوابی همه توراازیادمیبرند…
هواسردنیست!!
ازیخ کردن های ماازسرسرمانیست
لحن بعضی ها زمستونیه!!..

[ یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 10:32 ] [ عاشق شکسته ] [ ]
جک روززززز
یه روز یه ترکه میره سبزی فروشی تا کاهو بخره
> عوض اینکه کاهوهای خوب را سوا کند ، همه ی کاهو های نامرغوب را سوا میکنه و
> میخره
> ازش می پرسند چرا اینکار را کردی میگه : صاحب سبزی فروشی پیرمرد فقیری هست
> مردم همه ی کاهوهای خوب را میبرند و این کاهوها روی دست او میمانند و من
> بخاطر اینکه کمکی به او بکنم اینها را میخرم
> اینها را هم میشود خورد
> این ترکه کسی نبود جز عارف بزرگ آقا سید علی قاضی تبریزی (ره)
عارفی که ۳۰ سال مرتب ذکر می گفت: استغفر الله.
مریدی به او گفت: چرا این همه استغفار می کنی، ما که از تو گناهی ندیدیم.
جواب داد: سی سال استغفار من به خاطر یک الحمد لله نابجاست!
روزی خبر آوردند بازار بصره آتش گرفته، پرسیدم: حجره من چه؟
گفتند: مال شما نسوخته…
گفتم: الحمدلله…
معنیش این بود که مال من نسوزد مال مردم به درک!
آن الحمدلله ازسر خودخواهی بود نه خداخواهی.

چه قدر از این الحمدلله ها گفتیم و فکر کردیم شاکریم …

[ یکشنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 10:32 ] [ عاشق شکسته ] [ ]